سلام
باز بعد مدتها اومدم
وایندفه امیدوارم باز بذاری زود به زود بیام
وباهات حرف بزنم
دردونه ی عزیز من !
دلم برات تنگ شده
واسه شما
واسه ارباب جون
واسه کربلا
واسه بین الحرمینش
واسه قتلگاش که وبی توروداره
واسه بی بی
واسه بابابجون حیدر
.
.
.
راستی امشب شب زیارتی اربابه
شب یتیمی شیعه
شب قدر
شب دلتنگی
شب دلدادگی
شب گریه های پر از خنده ی عاشقی
شب راز ونیاز وحرف زدن با شما
شب قشنگیه امشب
باباجون حیدرمون امشب کجاست؟
می دونم و همه می دونن که دیگه نمیاد
نمیاد تو گوچه های شهر غریب
نمیاد تو خرابه های پر فریب
نمیاد تا آبو نون بیاره باز
نمیاد .....
امشب هممون یتیم شدیم همه
عموحسن
ارباب جون
بی بی زینب
عموجون عباس
شما دردونه جون
همه
همه ی بچه شیعه های عالم
از همون موقع تا آخر دنیا
امشب یتیم شدن ودیگه......
امشب چه شبیه نمی دونم؟
نمی دونم فقط می دونم
باید ازتون خواست
هرچی چیز خوب تو عالم باید ازتون بخوام
هر چی چیز بده تو عالم
ازتون بخوام ازمون دورش کنید
امشب تقدیر یکسال رقم می خوره
دعا کنید برامون خدا خیر بخواد
وشادی وعاشقی
دردونه جون امشب واسطه شما
شما از خدا بخواه برامون عشق قرار بده
برامون شور بذاره
برامون دل آگاه بذاره
واسمون خیر بخواد وبرکت
رحمتش رو که بهمون عطا کرده
ازمون نگیره
امشب دردونه جون
این همنام مادرتون رو
به خودتون میسپارم و می گم
خودتون واسطه تا خدا
نگهدارش باشه
امشب شب ارباب و شماست
یا رب الحسین
بحق الحسین
اشف صدرالحسین
بظهور الحجه
|